خر خوشبخت!!

خر خوش بخت!!!

خـــری که بیــن خــران بخـــت محترم دارد

بـــه سبــزه زار صــفــا ســور دم به دم دارد

به هــر کجا که رود سور و سات او بر پاست

همـیشــه یونجـه ی تــر می خورد چه غـم دارد

دهــد فـریـب خـران هـر زمـان به رنگـــی نــو

کـــه مـهــره هــای خریـــت ز هــر رقــم دارد

چـو می نــهـد همه جا بـار خود به گُرده ی غـیـر

زبـــان شــــکــوه چــرا گــاهــی از ستـــم دارد

ز رنــج پــیــر و جوان پـر شود چو آخـور او

چــگـونه وی خبــر از رنــج بــیـش و کم دارد؟

ربــوده آخــور شــاهـــی ز شرق و غرب جهان

مگــر کـــه جــام جـهــان بــیــن عـهـــد جـم دارد

در آرزوی وصــالــش خــــران و بــی خبــــران

مـــــراد جــمــلـه دهـــد دســـت پـــــر کرم دارد

برای قـــاطــر و خـــر، گـا ومیـش وبره و بـــز

هـــمیــــشـه نغـــمــه تسلــیم زیــــر و بــــم دارد

چــــو خـوش سرود «کـریما» زبان حال خــری

کــــه در حــریــم خــران بخــت محــتـــرم دارد

                                                             محمود کریمی نیا «کریما»

9 thoughts on “خر خوشبخت!!

  1. دکتر محمدعلی شیخ الاسلامی/ شیوا says:

    سلام استاد کریما

    از توجه حضرتعالی به غزل اینجانب. توضیح مختصری در باب تصرف حضرتعالی نوشته ام در وبلاگ بنده پی گیری بفرمایید.

    در شعر های شما همیشه «کریما» دیده می شود. برخلاف بسیاری از شعرای امروزی حتی حقیر. شما دغدغه های خود را می سرایید و این مسئله شعرتان را ارجمند می کند.

    پاینده باشید

  2. سلیمان استوار فدیهه says:

    به نام خدا

    درود بر استاد کریما

    عصر حجر

    من قصد نموده ام در این عصر حجر

    گر کور شوم لال شوم کر نشوم

    یک بار شدم برای عمرم کافیست

    سعیم همه این است مکرر نشوم

    بزغاله و خار و خس مرا می خوانند

    بزغاله شوم خار شوم خر نشوم

    دارم ز خدا دو چشم بینا و درشت

    داخل به درون چاه با سر نشوم

    هر کس بدهد وعده ی خرمن با من

    نشنیده  گرفته اهل باور نشوم

    میمون صفت پشتک و وارو نزنم

    دنباله رو راه غضنفر نشوم

    منت نکشم ز احمد و محمودی

    با هر کس و ناکسی برادر نشوم

    دیگر نروم از پی  تزویر و ریا

    آسوده ز حیله های دیگر نشوم

    درد دل خویش را به ساقی گویم

    دلداده به واعظ و به منبر نشوم

    هی مرگ نگویم به فلان و بهمان

    هر روزه به این و آن یکی ور نشوم

    چون آینه صاف و با صداقت باشم

    چون شیشه ی مات یا مشجر نشوم

    یک عده مرا همیشه خر می خواهند

    هر  گز نشوم خر و مسخر نشوم .!!

     

     

     

    • محمود کریمی نیا says:

      درود بر جناب استوار فدیهه

      *************************

       

      خوش به حال خر که در عین خری 

       

      دارد از انسان صفات بر تری

       

      می خرد رنج بشر با کاه خشک

       

      نیست در ذاتش دو رنگی شرّ خری

       

      می کشد هر بار سختی را به دوش

       

      کی نهد بارش به دوش دیگری؟

       

      کاه خشک و خار و یونجه یا علف

       

      هرچه باشد می خورد بی دلخوری

       

      آدمی را آدمیت گر نبود

       

      کی توان همسنگ کردن با خری؟

       

      گر زبان آدمی نا ید به کار

       

      !!”عر عرونی عر عرانی عر عری”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + 7 =