غــنچه هـای عـشق

غــنچه هـای عـشق

زمـان، زمــانِ شکفـتــن زمان شیـدایـی است

ظهــور عـشــق، ز اشـراق دل تـمـاشایی است

به سبــزه زار د لم غــنچه های عشق شکفـت

تمــام پهــنه ی  دل در تــبِ شکوفــایــی است

به کــوچـه کـوچـه ی دل گـام می زنـد مـسـتی

صدای هــر قــد مــش نغـمه های زیبایی است

به راه عـشـق نـهـادم قــدم  به شـوق وصـا ل

روم قــدم به قــدم گرچـه بـیــم رسوایــی است

نـبَـردِ عـشــق و خـرد بهــر صید دل بر پاست

دلِ نــظاره گَــرَم شیــوه اش شکیـبــایـــی است

گهــی خـرد بِِــکَشد سـوی خـویش و گاهی عشق

جــدال عـشـق و خــرد را نگــر، تماشایـی است

پیــام عـشــق “کــریـما” به دل رسان و بـکـوش

زمـان ،زمــانِ شکفــتــن زمـان شیـــدایــی است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 + شانزده =