کشکول به کشکول پی لبخند!

کشکول به کشکول پی لبخند!

طنزی که برقصد ز پی اش فکر بشر کو

آن معجز دیرینه ی فرخنده  ا ثر کو

امروز، به پایین تــنه چسبیده تفکّر!

اندیشه ی در یایی و پر درّ و گهر کو؟

از ران و کفل، طنز خرانه همه جا هست!

بک شعر فروزنده ی هر ماده و نــر کــو

جفتک زدن و عر عر شیرانه فراوان!

سم ضربه ی یابو کُش و شیر افکنِ خر کو؟

گیرم که به پایین تنه، هر طنز بــچــسبد!!

زین درد گرانـی و ســتم رقص کــمر کو

کشکول به کشکول دویــدم پـی لــبخــند

جز خنده ی تلخی به لب از خون جگر کو؟؟

11 thoughts on “کشکول به کشکول پی لبخند!

    • محمود کریمی نیا says:

      درود بر حضرت شیخ
      و امّا بعد، از جواب دندان شکنت هم «حتما» بهره ی شادمانه خو اهیم برد ولی لازم به ذکر است که خر ما از کرّه گی دم نداشت
      اصلن پای ما به هیچ کفشی نمی رود!

    • محمود کریمی نیا says:

      زابنا ء بشر از همه رنگی همه جا هست

      از آدم کامل شده زین جمع خبر کو؟

      درود بر جهانمردی عزیز

      سپاس از حضور ونظر ارزشمند شما،همواره شاد باشی.

  1. اقتداری says:

    سلام وممنون از دعوت وتشریف فرمایی ات
    انصافا که لذت بردم بدون هیچ اغراقی اگر کاستی می ذاشت حتما می گفتم زبان طنز به شاعر این امکان را می دهد که عبید زاکانی وار بر کژی ها وناراستی بتازد
    کشکول به کشکول دویدم پی لبخند
    جز خنده ی تلخی به لب از خون جگر کو؟!
    همه ی ابیات زیبا بودند وقانع کننده .همچنان طناز بمانی!

    • محمود کریمی نیا says:

      درود بر سرکار خانم دکتر صفایی

      سپاس گزارم لطف بی شائبه ی شما راکه با حضور خویش دل گرمی وصفارا به ار مغان می آورید.

پاسخ دادن به محمود کریمی نیا لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده − 5 =